آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - سخنى درباره مكتب تفكيك
سخنى درباره مكتب تفكيك
هم اكنون, بيش از ٧٠ از شكل گيرى (مكتب تفكيكِ) خراسان مى گذرد. تفكيك ميان سه راه و روش شناختى و معارفى و اعتقادى (يعنى راه (وحى) راه (فلسفه) و راه (عرفان)), خاص خراسان, و همچنين ويژه اين ٧٠ سال اخير نيست. متابعت (وحى قرآنى), در شناخت حقايق و اعتقادات, جريانى است كه از هنگام نزول (قرآن كريم) آغاز گشته است; و همواره عالمان و متفكران بزرگى ـ بجز توده هاى معتقد ـ همين راه را پيموده اند, و مرزهاى آن را پاسدارى نموده اند.
همچنين پس از پيدايش جريانهاى فكرى و شناختى مختلف در اسلام ـ در سه قرن نخست ـ و ظهور علم كلام, و فلسفه, و تصوف و عرفان, تا سده هايى چند, اين راهها از يكديگر جدا و متمايز بوده و هر يك پيروانى داشته است. البته همه خود را بهره مند از قرآن و تابع قران مى دانسته اند. ليكن پس از ظهور (تأويل) در مفاهيم آيات قرآنى و احاديث و اخبار (كتاب و سنّت), بويژه در چهار سده اخير, خالص فهمى حقايق قرانى, و سره يابى معارف وحيانى, دچار مشكل گرديد; و همواره, در ابواب گوناگون معارف, از (توحيد) تا (معاد) پايه بر (تأويلِ) آيات و اخبار گذاشته شد, از اين رو بزرگان و متفكّرانى چند, در طول اين چهار سده, و از جمله در سده اخير, در صدد بر آمدند تا در برابر موج (تأويل) ـ كه عقلاً مرجوع و شرعاً مردود است ـ واكنش نشان دهند, و براى حفظ خالص فهمى معارف قرآنى, و نشان دادن استقلال و خود بسندگى تعاليم وحى الهى, اساس را بر (جدا سازيِ) سه راه شناختى استوار دارند.
اين جريان كه آن را استاد محمد رضا حكيمى, (مكتب تفكيك) ناميده و اصطلاح كرده است, از جمله, در ٧٠ سال اخير در خراسان نضج گرفت و اوج يافت, و بزرگانى چند آن را تعقيب كردند و تحكيم نمودند. و چنانكه روشن است, لازم بود اين مكتب به حوزه هاى ديگر و همه محيطهاى علمى و شناختى, بصورتى علمى و عميق, معرفى شود.
استاد محمد رضا حكيمى كه خود از اصحاب (مكتب تفكيك) است, از سالها پيش (١٢ سال پيش, به سال ١٣٦٠, در كتاب (مير حامد حسين), و به سال ١٣٦٣, در كتاب (خورشيد مغرب)) وعده داده بود تا كتابى به نام (شيخ مجتبى قزوينى و مكتب تفكيك) بنويسد و اين مكتب را معرّفى كند. ظاهراً گرفتاريهاى گوناگون, و شركت در تأليف كتاب (الحياة) وى را از وفاى به وعده ياد شده باز داشته بود. و در اين خلال كسانى بسيار از عالمان و استادان و محققان و طلاّب جويا و دانشجويان پويا خواستار نوشتن كتاب مزبور بودند. اكنون جاى خوشوقتى است كه ايشان در فرصت اخير (بمناسبت شصتمين سال در گذشت متألّه بزرگ قرآنى, حضرت سيّد موسى زرآبادى, كه خود از بزرگان اين مرام و مكتب است), بدين كار پرداخته, و مكتب تفكيك را ـ اگر چه نه در حد و حجم كتاب (شيخ مجتبى قزوينى و مكتب تفكيك) ـ در ضمن مقاله اى علمى و مستند و پر بار, شناسانده و بصورتى اجمالى معرفى كرده, و مسائلى را كه براى اصحاب اين مكتب مطرح است (و بواقع بايد براى هر عالم صاحب انديشه, و هر مدرس و استاد آزادنگر, و هر طالب علم عميق, و هر صاحب تفكّر مستقل انديش مطرح باشد), در فهرستى مفصّل و جامع عرضه نموده است. مقاله, بصورتى مستند و منصفانه, و با لحنى مناسب (اخلاق علمى), تحرير يافته است. و از آن استفاده مى شود كه استاد حكيمى در صدد تقريب ميان اصحاب اين دو نگرش است: تفكيك و تأويل … و مى خواهد در يك گزارش علمى منصفانه و مستند, غير تفكيكيان را با ديدگاههاى تفكيكيان آشنا سازد.
بنابر آنچه ياد شد, بايد مقاله مورد تأمل و تفكّر و تدّبر قرار گيرد, و بر اساس نگرش آزاد علمى ـ بدون پيشداوريها ـ خوانده شود. و استادان پخته در مسائل معارف بيشتر بدان توجّه كنند, و مبتدى ترها به قصد استفاده آن را مكرر مرور نمايند و مورد تعمق قرار دهند, بويژه كه مقاله داراى ابعادى عميق و آفاقى وسيع و شاخه هايى بسيار گسترده و ژرف است. فضاى مقاله, فضاى تخصصى در حد بالاست, و جوّ, جوّ معلوماتى بسيار گسترده و حساب شده و عميق و اجتهادى است, و از فضاى جنجالى مطبوعاتى كاملاً منزّه و بدور است. بايد برخورد با آن همواره برخوردى علمى, مستند, مؤدّب و منصفانه باشد, از سوى كسانى كه در چنين حدى و مرحله اى هستند نه جز آنان.
كار كسانى جز عالمان متبحر و پخته در معارف و معانى مطرح شده در مقاله, بطور عمده مطالعه مكرر و تعمق در آفاق آن است. بر مبناى مستقل انديشى.